خانه
گاما

درسنامه آموزشی علوم و معارف قرآنی (2) کلاس یازدهم معارف

درس 8: تفسیر اجتهادی

بازدید482
تاریخ بروزرسانی1403/11/17

صحت، فصاحت و تجوید حروف ضاد و طاء

ضاد: معمولاً با زاء اشتباه می‌شود، و برای تلفظ درست آن، باید زبان بین دندان‌ها قرار گیرد و نوک زبانی، درشت و محکم تلفظ شود، مانند: غَیرِ المَغضوبِ

با ذال نیز اشتباه می‌شود و برای تلفظ درست آن، باید ضاد درشت و محکم تلفظ گردد، مانند: وَ لَا الضَّالِّینَ

همچنین با ظاء اشتباه می‌شود و برای تلفظ درست آن، باید ضاد محکم تلفظ گردد، مانند: وَالضُّحی ، ضالا

از نظر فصاحت و تجوید، نباید ضاد خیلی محکم و به طاء مایل شود.

همچنین نباید با تکلف، وسواس و کج کردن زبان و دهان تلفظ شود.

ضاد ساکن قلقله ندارد و تکان داده نمی‌شود و لازم نیست تلفظ آن به طور واضح به گوش برسد، و به بیان کامل نیاز ندارد، کافی است فقط حس شود، مانند:

فَضلِ ، یَضرِبُ ، أَضعَفُ

در سوره مبارکه نمل آیه 62، در جمله «اَمَّن یُجِیبُ المُضطَرَّ إِذَا دَعَاهُ» ضاد ساکن نزد طاء ادغام نمی‌شود، و قلقله ندارد.

طاء: معمولاً با تاء اشتباه می‌شود و برای تلفظ درست آن، باید درشت و پر، با تکیه بر گلو تلفظ گردد، مانند : الشَّیطانِ ، صِراطَ أعطیناکَ

از نظر فصاحت و تجوید، طاء ساکن باید با تکان کوچکی (قلقله) تلفظ شود و به طور واضح بیان گردد، مانند: مَطلَعِ ، اَطهَرُ ، یَطبَعُ

در حالت وقف که طاء ساکن می‌شود، نیز با قلقله تلفظ می‌گردد، مانند:

مُحیطٌ  مُحیط ، قَنوطٌ  قَنوط

طاء ساکن نزد تاء بدون قلقله تلفظ میشود، مانند: بَسَطتَ ، أَحَطتُ ، فَرَّطتُم

باید از تلفظ طاء همراه با دمش و مایل به تاء، یا تیز و نزدیک به دال و یا مایل به قاف پرهیز شود و طاء فقط با تکیه بر گلو، درشت تلفظ گردد.

تمرین: آیات درس و اذکار نماز را با رعایت فصاحت و تجوید حروف بخوانید.

تفسیر اجتهادی

سال گذشته با مفهوم «تفسیر» آشنا شدیم و دانستیم که تفسیر قرآن، علمی است که به کمک آن مراد و مقصود آیات قرآن به اندازه توان مفسّر، کشف و آشکار می‌شود.

تاکنون صدها عنوان تفسیر از سوی مفسران گوناگون تألیف و تدوین شده است. فکر می‌کنید دلیل این حجم بسیار از تفاسیر چیست؟ چرا هر یک از مفسران در طول قرن‌ها به تدوین و ارائه تفسیری از قرآن همت می‌گماردند؟ آیا علت این مسئله تنها به توانایی مفسران باز می‌گردد یا علت دیگری نیز دارد؟

پیش از این دانستیم که تفسیر از نظر شکل و قالب به دو نوع «ترتیبی» و «موضوعی» تقسیم می‌شود. حال اگر تفسیر را از نظر محتوای آن مطالعه و بررسی کنیم، با انواع دیگری از آن روبه‌رو خواهیم شد.

تفسیر قرآن از نظر محتوای آن به دو نوع کلی تقسیم می‌شود:

الف) تفسیر مأثور (تفسیر نقلی)

در این نوع از تفسیر، دغدغه اصلی مفسر، جمع‌آوری روایات معتبر نقل شده از پیامبر، صحابه ایشان و ائمه معصومین در تفسیر آیات گوناگون قرآن است تا با استفاده از این روایات، آیات قرآن را تفسیر کند. از این‌رو ممکن است آن دسته از آیات که روایتی در تفسیر آن به دست ما نرسیده باشد، بدون تفسیر رها شود.

ب) تفسیر اجتهادی (تفسیر عقلی)

این نوع تفسیر، همان‌گونه که از نامش پیداست، بر اساس اجتهاد مفسر صورت می‌پذیرد؛ یعنی مفسر با استفاده از عقل و اندیشه خود، در آیات قرآن تدبر نموده و حاصل آن را به صورت تفسیر ارائه می‌کند و البته در این راه از منابع گوناگون (ادبیات عرب، لغت، تاریخ و ...) نیز بهره می‌گیرد.

تفسیر اجتهادی در طول قرن‌های مختلف، یک ضرورت به شمار آمده و مفسران با انگیزه‌ها و دلائل گوناگون به آن روی می‌آوردند؛ از جمله:

الف) بسیاری از مفاهیم عمیق نهفته در آیات قرآن، متناسب با دانش و توانایی مفسران و به مرور زمان کشف و ارائه می‌شود و همین، باب تفسیر اجتهادی را برای همیشه پیش روی مفسران می‌گشاید.

ب) با پیشرفت زمان، مسائل و نیازهای متفاوتی برای مسلمانان پیش می‌آید که می‌توان با مراجعه به دستورهای دینی، به ویژه قرآن و ارائه تفسیرهای اجتهادی نو از آن، در جهت حل این مسائل و رفع این نیازها کوشید.

این انگیزه‌ها، موجب شد تا در طول تاریخ، تفاسیر اجتهادی بسیاری از سوی مفسران مختلف نوشته شود.

حال، سؤال اساسی این است که این تفاسیر، چه تمایزها و تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟ با چه ملاک و معیاری می‌توان این تفاسیر را دسته‌بندی و با یکدیگر مقایسه کرد؟

مطالعه این تفاسیر نشان می‌دهد که هر مفسر متناسب با علاقه و تخصص خود با رویکرد و روشی خاصی به تفسیر قرآن پرداخته است؛ به عنوان نمونه یک ادیب با رویکرد ادبی و بلاغی، آیات را تفسیر می‌کند یا یک فقیه با هدف استخراج احکام شرعی به تفسیر قرآن می‌پردازد و یک مبلغ دینی با انگیزه دریافت نکات تربیتی و اجتماعی به تفسیر روی می‌آورد.

البته این رویکردها، جهت‌گیری کلی یک مفسر را نشان می‌دهد وگرنه ممکن است او از رویکردهای دیگر نیز استفاده کرده باشد؛ به‌عنوان نمونه هر چند یک ادیب ممکن است در تفسیر قرآن به تناسب وارد مباحث فقهی و تربیتی نیز شده باشد، اما بحث‌های ادبی و بلاغی، رنگ و بوی اصلی و بیشتری در تفسیر او دارد.

در این درس، تعدادی از مهمترین این رویکردها را با یکدیگر مرور می‌کنیم:

1- رویکرد ادبی در تفسیر

در این نوع تفسیر برای کشف مفاهیم و مقاصد آیات، بیشتر به جنبه‌های ادبی و لغوی قرآن توجه می‌شود.

چنین مفسرانی باتسلط بر علوم ادبی همچون مفردات قرآن، صرف، نحو و بلاغت به تفسیر آیات می‌پردازند و معانی آیات را با توجه به ترکیب کلمات و جنبه‌های ادبی نهفته در آنها بیان می‌کنند.

البته همان‌گونه که گذشت، رویکرد ادبی در تفسیر قرآن از توانایی و تخصص مفسر نشئت می‌گیرد و مفسرانی که تسلط و تبحر کافی در ادبیات عربی دارند، صلاحیت ارائه این نوع تفسیر را دارند.

به این آیه توجه کنید:

أَوَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الطَّیْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَ یَقْبِضْنَ مَا یُمْسِکُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَٰنُ ... (ملک، آیهٔ 19)
آیا کافران به پرندگانی که بالای سرشان است و گاه بال‌های خود را گسترده و گاه جمع می‌کنند، نگاه نکردند؟! غیر از خداوند رحمان، کسی آنها را بر فراز آسمان نگه نمی‌دارد.

زمخشری، یکی از مفسران بزرگ اهل سنت، که در علوم ادبی و بلاغت تبحر داشته است، در تفسیر این آیه تنها به ذکر یکی از ظرائف ادبی آن بسنده می‌کند و می‌نویسد:

«یَقبِضنَ»، عطف به «صافّات» است و می‌بایست به‌ صورت «قابضات» می‌آمد؛ اما چرا به صورت «یَقبِضنَ» آمده است؟ دلیل آن این است که اصل در پرواز، گشودن بال‌ها است نه جمع کردن آنها و جمع کردن و بستن آنها برای این است که به این وسیله به سمت جلو حرکت کند؛ بدین جهت عمل اصلی را به صورت اسم فاعل «صافّات» آورد و عمل غیر اصلی را به صورت فعل مضارع «یَقبضنَ»

فعالیت کلاسی (صفحهٔ 115 کتاب درسی)

 

یکی از اصحاب امام باقر، از ایشان درباره مقدار مسح سر و پا در وضو سؤال می‌کند. امام با استناد به آیه

فَاغسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیدِیَکُم إِلَی المَرَافِقِ وَ امسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَ أَرجُلَکُمْ إِلَی الکَعبَی (مائده، آیهٔ 6)

می‌فرماید: إِنَّ المَسحَ بِبَعضِ الرَّأسِ لِمَکانِ الباءِ ثُمَّ وَصَلَ الرِّجلَینِ بِالرَّأسِ کَما وَصَلَ الیَدَینِ بِالوَجهِ

توضیح دهید در این حدیث چگونه از رویکرد ادبی در تفسیر آیه استفاده شده است؟

2- رویکرد فقهی در تفسیر

مفسر در این رویکرد تفسیری به دنبال شناخت و دریافت احکام فقهی از آیات قرآن است. در این حالت، مفسر که باید در درجه اول فقیه باشد، با استفاده از اصول و مبانی فقهی خود به تدبر در آیات می‌پردازد و فتوای خود را بیان می‌کند.

بیشتر تفاسیری که با رویکرد فقهی نوشته شده، «احکام القرآن» نام گرفته است. به این نمونه دقت کنید:

أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوکِ الشَّمسِ إِلَیٰ غَسَقِ اللَّیلِ وَ قُرآنَ الفَجْرِ ... (اسراء، آیهٔ 78)
نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریکی شب (نیمه شب) و همچنین قرآن فجر (نماز صبح) را برپا دار ....

این آیه حکم فقهی اوقات نماز را بیان می‌کند. مقدس اردبیلی در تفسیر فقهی خود به نام «زبدهٔ البیان فی أحکام القرآن»، ذیل این آیه می‌نویسد:

«دُلوکِ الشَّمس» به معنای زوال آفتاب و هنگام ظهر است و «غَسَقِ الَیل» به معنای تاریکی پایان شب و نیمه شب است؛ که این محدوده زمانی به‌طور کلی وقت اقامه نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء است. البته تعیین دقیق وقت این نمازها نیازمند مراجعه به دیگر منابع از جمله روایات یا اجماع فقها است. نماز صبح هم با عبارت «قُرآنَ الفَجر» مشخص شده است. بر این اساس، آیه به صورت اجمالی، اوقات نمازهای پنج‌گانه را بیان می‌کند.

ایشان در ادامه، نظر دیگر فقها را در تفسیر عباراتی چون «دلوکِ الشَّمس» و «غَسَقِ الَّیل» بیان می‌کند و با استناد به برخی روایات، نظر فقهی خود را به اثبات می‌رساند.

در تفاسیر فقهی از آنجا که دغدغه اصلی مفسر بیان مسائل فقهی است، معمولاً دیگر مباحث کلامی و تربیتی موجود در آیات، مورد طرح و بررسی قرار نمی‌گیرند.

3- رویکرد کلامی در تفسیر

علم کلام، علمی است که در آن از اعتقادات دینی با استفاده از دلیل و برهان بحث شده و به شبهات اعتقادی پاسخ داده می‌شود.

در طول تاریخ اسلام، برخی مفسران که در علم کلام نیز تبحر داشته‌اند، با هدف اثبات اعتقادات دینی خود و تبیین آنها مبتنی بر آیات، به تفسیر قرآن پرداخته و رویکرد جدیدی را به عنوان رویکرد کلامی در تفسیر به وجود آورده‌اند.

در این رویکرد، غالباً انگیزه مفسر دفاع از عقاید مذهبی خود است.

به این آیه دقت کنید:

وُجُوهٌ یَومَئِذٍ نَاضِرَةٌ؛ إِلَیٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ (قیامت، آیهٔ 23ـ22)
در آن روز صورت‌هایی شاداب و مسرور است؛ و به پروردگارش می‌نگرد.

ظاهر آیه نشان می‌دهد که چهره‌هایی در روز قیامت به خداوند نگاه می‌کنند. برخی از فرقه‌های اسلامی با تکیه بر ظاهر آیه معتقدند که بهشتیان، خدا را در روز قیامت با چشم مشاهده می‌کنند؛ در حالی که بسیاری از مفسران از آنجا که جسمانیت خدا را حتی در قیامت نمی‌پذیرند، آیه را به گونه‌ای دیگر تفسیر کرده‌اند.

در کتاب «الفرقان فی تفسیر القرآن»، که یکی از تفاسیر کلامی به شمار می‌رود، ذیل این آیه می‌خوانیم:

چشم ظاهری به پروردگار نمی‌نگرد؛ چرا که در دیگر آیات قرآن می‌خوانیم: «لا تُدرِکْهُ الابصار»؛ چشم‌ها او را نمی‌بینند (انعام، آیهٔ 103)؛ بلکه مراد رؤیت باطنی است که با نگاه معرفت و انتظار رحمت و بخشش او را می‌نگرد؛ زیرا «نظر» در معنای انتظار نیز به کار رفته است:

«ما یَنظُرُونَ إِلَّا صَیحَةً واحِدَةً»؛ جز این انتظار نمی‌کشند که یک صیحه عظیم (آسمانی) آنها را فرا گیرد.

4- رویکرد تربیتی اجتماعی در تفسیر

از نگاه مفسرانی که با رویکرد تربیتی ـ اجتماعی به تفسیر قرآن پرداخته‌اند، مهمترین نکات تفسیری، مطالب تربیتی و اخلاقی قرآن است که جنبه هدایت‌گری قرآن را آشکار می‌سازد و برای هدایت افراد و حل مشکلات جامعه قابل استفاده است.

این مفسران اگر به واژه‌شناسی، روایات یا مسائل کلامی می‌پردازند، با هدف دریافت نکات هدایتی قرآن است و معتقدند مهمترین هدف تفسیر، باید دریافت مسائل تربیتی و اجتماعی قرآن باشد. از این‌رو در این تفاسیر، مباحث تربیتی و اجتماعی قرآن، بسیار پر رنگ‌تر از دیگر مباحث (کلامی فقهی و ...) ساخته و پرداخته شده است.

یکی از مهمترین این تفاسیر، «تفسیر نمونه» اثر آیت الله ناصر مکارم شیرازی می‌باشد. به این آیه توجه کنید:

وَ یَا قَومِ اسْتَغفِرُوا رَبَّکُم ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیکُم مِدرَارًا ...(هود، آیهٔ 52)
(هود گفت:) ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید؛ سپس به سوی او بازگردید تا (باران) آسمان را پی‌درپی بر شما بفرستد...  

در این تفسیر، ذیل این آیه آمده است:

«قرآن پیوند روشنی میان مسائل معنوی و مادی برقرار می‌سازد و استغفار از گناه و بازگشت به سوی خدا را مایه آبادانی و خرمی معرفی می‌نماید.

با صراحت باید گفت، هیچ مسئله اخلاقی نیست مگر اینکه اثر مفید و سازنده‌ای در زندگی مادی مردم دارد و هیچ اعتقاد و ایمان صحیحی پیدا نمی‌شود مگر اینکه در ساختن یک جامعه‌ای آباد و نیرومند سهم بسزایی دارد.

در انقلاب اسلامی کشور ما در این عصر به خوبی مشاهده کردیم که اعتقادات اسلامی و نیروی اخلاق و معنویت چگونه توانست بر نیرومندترین اسلحه زمان و قوی‌ترین ارتش‌ها و قدرت‌های استعماری پیروز گردد و این نشان می‌دهد کاربرد عقائد دینی و اخلاق مثبت معنوی تا چه حد در مسائل اجتماعی و سیاسی زیاد است.»

در این تفاسیر به مناسبت، مباحث تربیتی و اجتماعی آیات به اجتماع امروز مسلمانان پیوند می‌خورد و راهکارهای هدایتی قرآن برای رشد مادی و معنوی جامعه ارائه می‌شود.

فعالیت کلاسی (صفحهٔ 118 کتاب درسی)

 

کدام‌یک از رویکردهایی که در پیش توضیح داده شد، به استناد آیات قرآن، با هدف نزول قرآن سازگارتر است؟ چرا؟ برای پاسخ می‌توانید به آیه 64 از سوره نحل مراجعه کنید.

تفاسیر جامع

این نوع از تفاسیر، همان‌گونه که از نامشان پیداست، تفاسیری هستند که مفسران در آنها از همه یا بیشتر رویکردهایی که توضیح آن گذشت در تفسیر استفاده می‌کنند. این مفسران معتقدند قرآن دارای ابعاد گوناگونی است که در تفسیر باید به‌طور جامع به همه آنها پرداخت؛ از این‌رو ایشان از منابع گوناگون واژه‌شناسی، فقهی، کلامی و نیز نظریات تفسیری دیگر مفسران استفاده می‌کنند تا بحثی جامع و مفصل ذیل آیات ارائه کنند.

اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 118 کتاب درسی)

 

1- هر یک از این تفاسیر در کدام‌یک از رویکردهای تفسیر اجتهادی قرار می‌گیرند؟

- تفسیر تسنیم، اثر آیت الله جوادی آملی
- احکام القرآن؛ اثر ابن العربی
- المیزان فی تفسیر القرآن؛ اثر علامه طباطبائی
- تفسیر مفاتیح الغیب، اثر فخرالدین رازی

2- امام جواد کدام حکم فقهی را از آیه «وَ أَنَّ المَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا»(جن، آیهٔ 18)، برداشت نموده‌اند؟

محتوای کلی سوره بروج

سوره بروج هشتاد و پنجمین سوره قرآن کریم است که مکی و 22 آیه دارد.

در فضیلت این سوره از رسول خدا روایت شده است: هر کس سوره بروج را قرائت کند ده برابر روزهای جمعه و روزهای عرفه‌ای که او درک کرده است به او پاداش داده می‌شود.

امام صادق نیز در این باره فرمودند: هر کس سوره بروج را در نمازهای واجب خود بخواند در محشر و موقف‌هایی که در پیش خواهد داشت همراه با پیامبران و رسولان و صالحان خواهد بود زیرا سوره بروج سوره پیامبران است.

رسول خدا بر قرائت این سوره در نمازهای مختلف روزانه سفارش می‌فرمودند.

درس 8: تفسیر اجتهادی